تبليغاتX
من در اینجا
این منم، آنچه که فکر می کنم، دوست دارم و جستجویش می کنم.
    
sharmande az khodam va hame farsi zabanan ke injori minvisam! inja copmuter man farsi nadare
alan gorosne hastam!! nesfe shabe va man toye lab
tamrin ha ro be moghe jhal nakooni  hamin mishe
sorakh shoooooooooooood
medammmmmmmmmmmmmm
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 23  توسط مداد آبی  | 

    یه ساعت پیش از خواب بیدار شدم، آشپزخانه رو مرتب کردم و یه لقمه نون خوردم.
این تخت خوابه بدجوری رفته تو پاچه ام!! خودمونیم کمر درد گرفتم!! این پسره عینکی هم یه چیزی می دونسته انگاری!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 15  توسط مداد آبی  | 

       دیشب پریشب Warrior weekend  بود و کلی حال داد!!
اینام آخر بچه باحالن!!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 23  توسط مداد آبی  | 

جالبه! از وقتی اومدم اینجا حتی یه بار هم راست نکردم!!!
همش به چپ می زنم!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 23  توسط مداد آبی  | 

دلم نمی خواد انگلیسی بخونم
حسش نیست.........
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 15  توسط مداد آبی  | 

الان توی ورک شاپ بودم، یه خانم خیلی خوشگل دیدم، از اونایی که واقعا دوست داشتنی هستند و خیلی دوست دارم زنم یکی شبیه اون باشه. دانشگاه شهر بغلی درس می خونه
متاسفانه متاهل بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 15  توسط مداد آبی  |